سلام به وب خودتون خوش اومدید نظر یادتون نره

یادگاری از غریبه

پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

m2team : طراح قالب



یادگاری از غریبه

سلام ب همه ی دوستای گل

خوش اومدین.امیدوارم از وب خوشتون بیاد

راستی چون وب به روزه لطفا از صفحات دیگر هم دیدن کنید

 

♥ پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ 15:17 نویسنده مجید ♥
ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد 

 

گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند

مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:

 

فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید

سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند 

نوشته بود :

کودک شما کودن است از فردا اورا به مدرسه راه نمی دهیم 

ادیسون ساعتها گریست

ودر خاطراتش نوشت :

 

توماس آلوا ادیسون 

کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد

به افتخار فرشته های روی زمین 💝🎁مادران🎁💝

♥ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ 20:15 نویسنده مجید ♥

کودکی به پدرش گفت: «پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز رو دیدم
بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر
اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود …»

از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند …

♥ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ 16:50 نویسنده مجید ♥

پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

بیاییم با هم عهد بندیم از این پس:
هر فرد زحمتکشی میبینیم اون رو به عنوان فرشته ای که پشتوانه محکم فرزندانش است, احترام کنیم: این فرشته شاید:
یک کارگر ساده باشد
یک کارگر شهرداری باشد
یک دستفروش باشد
یک پرستار باشد
و هر چه که هست یک فرشته هست

♥ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ 16:49 نویسنده مجید ♥
 

سوال اول فیزیک:
دختری به جرم 45 kg از کلیپسی به 3kg جرم آویزان است. اگر این کلیپس حرکت دختر را 40 درصد کاهش دهد سرعت متوسط او را حساب کنید.

سوال اول دین و زندگی:
دختری که از کلیپس استفاده می کند در طبقه ی چندم جهنم قرار خواهد گرفت؟

سوال اول زیست:
یک کلیپس چه ضررهایی به موها و گردش خون سر خواهد رساند؟

سوال اول ریاضی:
مساحت کلیپسی گرد مانند به شعاع 10cm را حساب کنید

سوال اول شیمی:
اگر یه کلیپس با عدد اتمی 18 داشته باشیم چه یونی خواهد ساخت؟

زبان خارجه:
why mary like kelips‏ ‏?

ادبیات:
کلیپس گم گشته باز آید به دوران غم مخور!
مصرع بالا از چه شاعریست؟

سوال عربی:
*الکلیپس* معرفه است یا نکره؟

♥ دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ 9:20 نویسنده مجید ♥
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺑﻌﺪ ﻣﯽﭘﺮﺳﯽ : ﺷﯿﺮ؟ ﺷﮑﺮ؟
ﺑﻌﺪ ﻣﯽ ﮔﻦ: ﺗﻠﺦ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺮﺍﺑﯽ؟
ﺩﺍﻏﻮﻧﯽ؟ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﯽ؟ ﻣﻘﺮﻭﻥ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺍﯼ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﺷﯿﺮ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﻧﺮﻣﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﻭﺯﯾﺮ
ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ؟ ﮔﺎﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ
ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﺷﮑﺮ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﺩﯾﺎﺑﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟ ﺗﻠﺨﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﺭﻭﺕ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ
ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﺷﯿﺮ ﻭ ﺷﮑﺮ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﺍﺯ ﻗﺤﻄﯽ ﺍﻭﻣﺪﯼ؟ ﻣﻔﺖ
ﺑﺎﺷﻪﮐﻮﻓﺖ ﺑﺎﺷﻪ؟ ﯾﺎ ﻣﺜﻼ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺴﯽ؟ ﻣﻦ ﻭﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﻫﺮﭼﯽ ﺷﺪ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﯾﺪﯼ؟ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﻦ
ﺑﺨﻮﺍﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ؟ :| ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺘﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﯾﻦ
ﭼﯿﺰﺍ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﻣﯿﻞ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺎ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﯽ؟ ﻗﻬﻮﻩ ﺟﻮﺍﺏ
ﻧﻤﯿﺪﻩ ﺑﺮﺍﺕ؟ ﯾﺎ ﭼﯽ؟

♥ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ 14:54 نویسنده مجید ♥
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی
.
هرگز پولهایت را نشمار
.
قطره ای اشک بریز
.
و دستهایی را که برای پاک کردن
.
اشکهایت می آیند بشمار
.
این است ثروت واقعی

♥ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ 14:51 نویسنده مجید ♥
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﮔﻔﺖ ﺍﻗﺎ ﺳﺘﺎﺭ ﺧﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ!؟
ﯾﺎﺭﻭ ﯾﻪ ﺩﯾﺪ ﺯﺩ
ﮔﻔﺖ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭼﺮﺍ ﺳﺘﺎﺭ ﺧﺎﻥ,ﺑﯿﺎ ﺑﺎﻻ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﮕﻪ
ﺍﻗﺎ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺳﺘﺎﺭ ﺧﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺪ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ .ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﻣﯿﺮﯾﺪ ﺍﮔﻪ ﻧﻤﯿﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﺮﮐﯿﺪ ...
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺪﻓﻌﻪ ﯼ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﺘﻮﻧﻦ ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﮕﻦ !!!
ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﺎﺩﻣﯿﮕﻪ: ﺍﻗﺎ ﺳــــــــﺘـــــﺍﺭﺧــــــــــــ
ﺍﺍﺍﺍﺍﺍﻥ!!!!!
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻦ ﺍﮐﺒﺮﻡ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻔﺮﺵ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ ﺑﻪ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻌﺪﯼ ﮔﻔﺖ : ﺍﻗﺎ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﺳﺘﺎﺭﺧﺎﻥ !!!!!
ﺗﺎﮐﺴﯿﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﮐﺎﺭﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ , ﺑﺮﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!!!!

♥ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ 13:35 نویسنده مجید ♥
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﮔﻮﺍﻫﯿﻨﺎﻣﻪ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻫﯽ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﺪﻩ
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺳﺌﻮﺍﻝ ﺍﺯﺕ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻢ
، ﺍﮔﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ﻗﺒﻮﻟﯽ
ﻏﺼﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﭙﺮﺱ
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﻭﻥ ﭼﯿﻪ ﮐﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﭼﺮﺥ ﻭ ﺩﻧﺪﻩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ؟؟؟...
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﺏ ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﻧﺸﺪ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﭘﯿﮑﺎﻧﻪ ؟ ﺑﻨﺰﻩ ؟ ﭘﺮﺍﯾﺪﻩ ؟
ﺳﻮﺍﻝ ﺩﻭﻡ : ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﭼﯿﻪ ﻫﯿﺠﺪﻩ ﺗﺎ ﭼﺮﺥ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺑﺎﺭ ﻣﯿﺒﺮﻩ ، ﺳﻨﮕﯿﻨﻪ
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﺏ ﺗﺮﯾﻠﯿﻪ ﺩﯾﮕﻪ .
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﻧﺸﺪ، ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻭﻟﻮﻭﻩ ﯾﺎ ﺍﺳﮑﺎﻧﯿﺎ ﻫﺴﺖ .... ﺑﺮﻭ ﺭﺩﯼ
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺳﺌﻮﺍﻝ ﺑﮑﻨﻢ؟
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺎﺷﻪ ﺑﭙﺮﺱ
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﻭﻥ ﮐﯿﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ، ﺧﻔﻦ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺯﯾﺮ
ﻣﺎﻧﺘﻮﺵ ﻫﻢ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﭙﻮﺷﯿﺪﻩ ؟؟؟
ﺍﻓﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺐ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺩﯾﮕﻪ ....
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﻧﺸﺪ ﺩﯾﮕﻪ .... ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻧﻨﺘﻪ ؟؟؟؟ ﺁﺑﺠﯿﺘﻪ ؟؟ ﻋﻤﺘﻪ ؟؟؟

♥ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ 13:32 نویسنده مجید ♥
پاشاهی در زمستان به یکی ازنگهبانان گفت :سردت نیست ؟؟
..
..
گفت : عادت دارم ..
..
..
..
پادشاه گفت : می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد ...
..
..
..
..
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود :
به سرما عادت داشتم ...
..
اما وعـده لباس گرمت مرا ویــران کرد .. !!!

مثال زندگی خیلی از ماهاست....!

♥ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ 13:27 نویسنده مجید ♥
----------------------------------m2team----------------------------------
1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14- 15- 16- 17- 18- 19- 20- 21- 22- 23- 24- 25- 26- 27- 28- 29- 30- 31- 32- 33- 34- 35