جوک جدید
یکی از فانتزیام اینه که
پلیس تو ایست وبازرسی ماشینم رو نگهداره …
-بگه اسم ؟
+بگم عباس
-بگه نام پدر ؟
+بگم عباس علی
-بگه فامیلت چیه ؟
+بگم عباسی
-بگه از کجا میای ؟
+بگم عباس آباد
-بگه کجا میری ؟
+بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه !!! :|
-بگه بی شرف منو سرکار گذاشتی :|
+بگم نه به حضرت عباس:|
+++++++++++++
لذتی که در “کوفت” گفتن مــامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست!
+++++++++++++
ملاقه یه قاشقه که خواسته و تونسته !
+++++++++++++
یعنی اعتماد به نفس بعضیا رو اگه صندوق صدقات داشت
الان بانک مرکزی بود !
+++++++++++++
فکرشو بکن ، دغدغه زندگی دخترا رنگ ناخوناشونه !
اونوقت من میخوام برم بیرون فقط چک میکنم خشتکم پاره نباشه یه وقت !
.
+++++++++++++
ارتباطات توی ایران اینجوریه که به طرف ایمیل میزنی
بعد باید اس ام اس بفرستی ایمیلتو چک کن !
بعد باید زنگ بزنی بگی اس ام اساتو چک کن !
+++++++++++++
ﯾﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﯽ ﻋﻠﺖ ﺧﻠﻖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ
ﺑﻌﺪﺵ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ اﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ!
+++++++++++++
جالبه ها
موقع درس تو مغزم یه مدیا پلیر قوی نصب میشه
که قدرت پخش آهنگای قدیمی رم باکیفیت بالا داره..لامصب :|
+++++++++++++
تنها روزی که یه زن خوشحال از خواب پا میشه روز عروسیشه
چون تنها روزیه که از اول که بیدار میشه میدونه چی باید بپوشه
+++++++++++++
نمیدونم چه حکمتی در این کار هست
که هرخانومی که میخواد وزنش را اندازه بگیره
بره روی ترازو شکمشو میده عقب !
+++++++++++++
نقش معلم پرورشی تو مدرسه مث نقش مداد سفید تو مداد رنگیا بود !
+++++++++++++
میخوام بدونم که کیفای مدرسه شما هم
بو نون پنیر مونده نارنگی له شده میداد یا فقط برای من اینجوری بود؟