زن پیتر وهمسایه
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام
بيرون اومد پيتر وارد حمام شد . همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد . زن پيتر
يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه ؛ همسايه شون ، رابرت ، پشت در ايستاده
بود . تا رابرت ، زن پيتر رو ديد گفت : همين الان 1000دلار بهت ميدم اگه اون
حوله رو بندازي زمين ! بعد از چند لحظه تفکر زن پيتر حوله رو ميندازه و
رابرت چندین ثانيه تماشا مي کنه و لذت میبره .
خلاصه دیگه 1000 دلارو به زن پيتر ميده و ميره !! زن
دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت . پيتر پرسيد : کي بود زنگ زد ؟ زن
جواب داد : رابرت همسايه مون بود . پيتر گفت : خوبه !! چيزي
در مورد 1000 دلاري که به من بدهکار بود نگفت ؟
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14:11 توسط مجید
|